بعد از جریان بازداشت و دستگیری مجتبی طالقانی و برادر و همسر وی که توسط افراد خودسر سپاه پاسداران انجام گرفت , آیت الله طالقانی به عنوان اعتراض بوجود عناصر غیر مسئول و خودسر و زندان های غیر قانونی , کلیه دفاترشان را تعطیل و خود نیز به محل نامعلومی سفر کردند . امروز صبح سه شنبه 28 فروردین 1358 در یک پیام تلفنی تاکید کردند که : … موضوع به هیچ وجه جنبه شخصی ندارد و مربوط به فرزندان خاص ایشان نمی باشد بلکه در رابطه با توده های محروم ملت و پاسداری از آزادی و استقلال عزیز و اینکه بار دیگر مملکت مان به دامان دیکتاتوری و استبداد سقوط نکند , می باشد .

سر آغاز ماجرا :

ساعت 10.30 دقیقه صبح پنجشنبه 23 فروردین 1358 گروه ضربت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقر در پادگان سلطنت آباد بر اساس حکم دادستانی و پیام رادیویی محمد غرضی ( معاون فرمانده واحد مربوطه ) , مجتبی طالقانی ( از اعضای فعال سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر ) را به همراه ابوالحسن و همسر آن به اتهام نقش داشتن در ماجرای گنبد دستگیر می کنند .یعنی وقتی آنها از دفتر فلسطین بازمی گشتند , مورد تهاجم چهار اتومبیل مسلح قرار می گیرند و با ضرب و شتم به پادگان سلطنت آباد برده می شوند .مهاجمین مزبور صراحتا خود را پاسداران انقلاب اسلامی معرفی کرده و کارت های مربوطه را نیز نشان می دهند .

مهاجمان با پارچه مخصوصی چشمان هر 3 نفر را بسته و آنها را در محل نامعلومی در سلول های انفرادی زندانی می کنند . در این سلول ها صدای ناله و حرف زدن عده ای شنیده میشد و چنین به نظز می رسید که دستگیر کنندگان بدون هر گونه مجوز قانونی اقدام به دستگیری و زندانی کردن اشخاص می کنند .چندین بار فرزندان آیت الله طالقانی را تحت بازجوئی قرار می دهند و چنین عنوان می کنند که دستگیری آنها در رابطه با ماجرای گنبد می باشد و تا زمانی که چگونگی این ماجرا و نحوه دخالت یکی از فرزندان آیت الله در گنبد روشن نشود باید در زندان بمانند .

مراجعات مکرری که از طرف خانواده حضرت آیت الله به کمیته ها و مراکز مختلف پاسداری می شود هیچگونه خبری از فرزندان مفقود شده ایشان بدست نمی آید و در همه جا نیز با اظهار بی اطلاعی و انکار مواجه می شوند . تا اینکه در اواخر شب همان روز یکی از فرزندان آیت الله تصادفا در حین جستجو در داخل یکی از مراکز پاسداری با اتومبیل فرزندان مفقود شده برخورد می کنند . و با پیگیری بعدی روشن می شود که دو تن از سردستگان مهاجمین به نام های محمد غرضی و صباغیان به فرماندهی دانش ( فرمانده سپاه پاسداران مستقر در پادگان سلطنت آباد ) مسئول این کار بوده اند .

بعد از کشف اتومبیل فرزندان ایشان و انکار مسئول این کمیته , محمد غرضی برای ادای توضیحات به خانه آیت الله طالقانی اعزام می شود .وی در محضر آیت الله مدعی می شود که مجتبی طالقانی در ماجرای گنبد نقش داشته است که آیت الله می گوید اگر شما دلیلی در مورد ادعای خود دارید ارائه دهید تا دستور دهم فرزندم را تیرباران کنند. ولی وی مدرک درستی ارائه نمی دهد .

در ضمندر همان شب ( حدود 12 نصف شب ) سرهنگ عزیز الله رحیمی ( فرمانده دژبان پادگان جمشیدیه ) به خانه آیت الله فراخوانده می شود .در آنجا , ابراهیم یزدی نیز حضور داشته بود . تلفن های مکرری به خانه آیت الله می شد که تقاضا می کردند در ازای آزادی غرضی , دو پسر و عروس آقای طالقانی آزاد شوند .آیت الله طالقانی به هیچ وجه حاضر به معامله نشد .سرهنگ رحیمی , محمد غرضی را به پادگان جمشیدیه می برد و وی را بازداشت می کند . در همین حال 30,40 تفنگچی مسلح که رهبری آنها را شخصی به نام دانش به عهده داشت خانه آیت الله طالقانی را محاصره می کنند . آنها خواهان مذاکره در مورد تبادل بازداشت شدگان بودند .

ولی بعد از نا امید شدن از این اقدام , توقیف کنندگان در ساعت 4 صبح 24 فروردین 1358 پسران آیت الله را از سلول ها خارج و آنها را نزدیک حسینیه ارشاد آزاد میکنند . محمد غرضی نیز بعد از 24 ساعت به قید تعهد آزاد می شود .

بدنبال این جریانات , ایشان به عنوان اعتراص بوجود چنین عناصر غیر مسئول و وجود زندان های غیر قانونی دفاتر را تعطیل و خود نیز به محل نامعلومی سفر می کنند .

منابع : روزنامه کیهان روزهای شنبه تا سه شنبه 25 الی 28 فروردین 1358

طالقانی

6 پاسخ برای “وقتی آیت الله طالقانی در مقابل دیکتاتوری و استبداد و برای آزادی مقاومت می کند”

  1. علی گفت

    استبداد ارمفان شوم خمینی دجال بود.
    لعنت بر خمینی و اعوان و انصار و اراذل و اوباش او
    درود بر طالقانی و همه شهیدان راه آزادی ایران

  2. Younes گفت

    سلام!
    این نوشته شما از بیخ مشکوکه!
    آیت الله طالقانی از یاران برجسته امام در پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی بودند، حال این طور نوشتن از بیخ مشکوکه
    !

    یاعلی
    التماس دعا
    یونس

  3. حمزه گفت

    صبح بخیر آقا یونس
    چی مشکوکه؟ کی یار امام بود؟ کدام امام؟
    این نوشته تازه کمتر از اصل اتفاق را نوشته و آن روزها خمینی هنوز نتوانسته بود استبداد را حاکم کند.
    آقای طالقانی مرد مبارز و روشنی بود. او یک مجاهد نستوه بود و خمینی ملعون و مفتخور هم دشمن او بود و چشم نداشت او را ببیند چرا که آنموقعی که طالقانی مبارزه میکرد خمینی بدنبال یلری و طلری خودش در عراق و فرانسه بود. خاک عالم بر سر خمینی و دنبالچه هایش مثل اخمدی نژاد و خامنه ای

  4. Younes گفت

    سلام برادر حمزه!
    توصیه میکنم این(سرگذشت نیکان:آیت الله طالقانی) مطلب را مطالعه بفرمائید، مخصوصا پاراگراف آخرش.به هر حال یکی داره راست میگه!
    یا متن شما، یا این متن!
    (کل مطلب)

    مرحوم حاج سيد محمود طالقانی فرزند آيت الله سيد ابو الحسن یکی از علما و مجاهدين بزرگ جهان تشيع در قرن اخير است (سيد ابو الحسن طالقانی والد آيت الله مذکور یکی از علمای بزرگ و مبارز و مجاهد در رديف مراجع علما و از دوستان آيت الله صدر بود. حاج سيد محمود در سال 1329 قمری در یکی از قصبات طالقان متولد شد. معظم له از اوايل جوانی تا سال 1357 قمری (زمان مرحوم آيت الله حائری) در قم تحصيل نمود. بعداز سال مذکور در زمان حکومت رضا خان قلدر به جهت دفاع از حريم اسلام و روحانيت و حجاب بانوان به شش ماه زندان محکوم شد. پس از آزادی ضمن تحقيقات علمی و نوشتن تفسير سالها در ارشاد و آگاهی مردم می کوشيد. تفسير پرتوی از قرآن، به سوی خود می رويم و اسلام و مالکيت را در تهران به رشته تحرير برد. ديری نگذشت که بعد از چند بار گرفتاری و زندانی ها در سال 1372 قمری به جرم مخفی نمودن شهيد نواب صفوی اعلی الله مقامه در منزلش، آيت الله طالقانی را به چند ماه حبس محکوم نمودند و بعد از آزادی همينکه در ارشاد و آگاهی مردم کوششی می نمود مجددا او را به زندان بلا می کشانيدند. آيت الله طالقانی تا قبل از سال 1382 چند بار محکوم به زندان شده بود اما در سال 1382 بعد از حادثه خونين 15 خرداد و قيام مردم عليه شاه خائن اين مجاهد مقاوم و نستوه به جرم دفاع از اسلام و مردم بی گناه به ده سال زندان محکوم شد و سرانجام در سال 1390 بعد از هشت سال زندان آزاد شد ولی متأسفانه در همين سال که مقارن با جشنهای 2500 ساله نوکر استعمار بود. اين ابرمرد مقاوم به خاطر دفاع از اسلام و حقوق مردم مظلوم، به سه سال تبعيدی به نقاط دوردست ايران (زابل و بافت کرمان) فرستاده شد.

    آيت الله طالقانی در سال 1394 قمری در بازگشت از تبعيد به تهران بلافاصله به اتهام اقدام عليه امنيت کشور و طرفداری از مخالفين رژيم در تهران به وسيله عمال ساواک به زندان سختی مبتلا بود. او و بستگانش خيلی اذيت های روحی و جسمی کشيدند تا آنکه در دوران انقلاب اسلامی ناگزير معظم له را نيز در جمله عدۀ زياد آزاد ساختند.

    بيننده ی عزيز: از خصوصيات مهمی که در وجود مرحوم طالقانی بيش از هر چيز تجلی نمود مسئله مبارزه بی امان او عليه رژيم طاغوتی و مخصوصا استعمارگران شرق و غرب بود. اين مجاهد بزرگ بيش از هر کس عمری به زندان بلا گرفتار بود و با شکنجه های مختلف روبرو. اما برای خدا و اسلام سالهای متمادی استقامت نمود و به ایادی استعمار رکونی ننمود و جز در مقابل معبود حقيقی سر تسليم و تعظيم فرود نياورد. از لحاظ طرز تفکر و جهان بينی و روشنگری با توجه به شناخت عميق خود از معاصران خويش جلوتر می انديشيد و آينده نگر خوبی بود، آنگونه که جد بزرگوارش قصاص قبل از جنايت ننمود. و در عين رحماء بينهم اشداء علی الکفار بود.

    مرحوم طالقانی در تمام عمر به فکر مردم ستمديده و طبقه مستضعف بود و بدين خاطر هيچ گاه آب خوشی از گلوپائين نداد و در راه اسلام و انقلاب و روشنگری مردم مجاهدی خستگی ناپذير بود. در اواخر عمر پس از پيروزی انقلاب با آنکه بنيه جسمی خود را از دست داده بود نطقهای آتشينی داشت و زبان او چون شمشير مالک اشتر به نفع اسلام بود. در دفاع از حريم اسلام، راه تداوم انقلاب و اطاعت از مقام رهبری بيانات شيوا و گرمی داشت که هم اکنون مضبوط است. ولی همان گونه که به یاد داريد سرانجام اين بزرگ مجاهد خستگی ناپذير پس از عمری مبارزه و مجاهدت چند ماه پس از طلوع صبح آزادی در شوال 99 ناگهان قلبش از کار ايستاد و خود برای هميشه آسوده شد و جهانی از مردمان متعهد را به سوگ خود نشانيد و در بهشت زهرا آرميد.

  5. Younes گفت

    سلام مجدد برادر حمزه!
    منظورم از “متن شما” همان گفته شما و نیز گفته این متن است که با متن ارسالی من که پیوست است، مطالعه کنید و نیز بدهید دیگران هم مطالعه کنند!

    یاعلی
    التماس دعا
    یونس

پاسخ دهید